
وقتی کالا هست، اما پول خرید نیست / چگونه شعار تولید، به واردات تبدیل شد؟


نوری قزلجه: امکان واردات مستقیم گندم برای واحدهای صنف و صنعت فراهم می شود
ایران آنلاین:
غلامرضا نوری قزلجه در جریان سفر به استان هرمزگان به مناسبت هفته دولت و در حاشیه بهره برداری از سیلوی ۷۰ هزار تنی مروارید بندرعباس با اشاره به برنامههای دولت برای رفع بخشی از موانع پیشروی صنایع آردسازی و ذخیرهسازی غلات، گفت: بهتازگی سبوس در سامانه بازارگاه قرار گرفته که این اقدام بخشی از مشکلات فعالان حوزه آردسازی را برطرف کرده است.
به گزارش ایرنا، وی از ابلاغ قریبالوقوع بخشنامهای جدید خبر داد و افزود: بر اساس این بخشنامه، واحدهای صنف و صنعت میتوانند برای خرید گندم مورد نیاز خود در داخل کشور اقدام کنند و همچنین امکان واردات مستقیم گندم نیز برای آنان فراهم خواهد شد.
وی افزود: این ظرفیت طی روزهای آینده برای فعالان صنف و صنعت در سراسر کشور فراهم میشود و میتواند مسیر تازهای را پیشروی واحدهای آردسازی، سیلوداری و صنایع وابسته قرار دهد.
ظرفیت سیلویی کشور بالاتر از نیاز داخلی
وزیرجهاد کشاورزی، با تأکید بر اینکه ظرفیت سیلویی و آردسازی کشور بالاتر از نیاز داخلی است، اظهار کرد: برنامه وزارت جهاد کشاورزی، فعالسازی این ظرفیتها در مسیر واردات، فرآوری و صادرات مجدد است؛ بهگونهای که غلات از کشورهای تولیدکننده، بهویژه کشورهای شمالی، وارد کشور شود، پس از فرآوری و تبدیل به محصولات آردی، به بازارهای هدف از جمله کشورهای آفریقایی و همسایه صادر شود.
نوری ادامه داد: این رویکرد علاوه بر فعالسازی ظرفیتهای موجود کشور، زمینه ایجاد ارزش افزوده، توسعه صادرات و افزایش بهرهوری واحدهای تولیدی را نیز فراهم میکند.
وی اصلاحات ارزی انجامشده را از زمینههای مهم تحقق این برنامه دانست و گفت: برخی شرایط و محدودیتها اجرای این طرح را با تأخیر همراه کرد، اما با آغاز اجرای سازوکارهای جدید، فعالیت واحدهای صنف و صنعت وارد مرحله تازهای خواهد شد.
به گزارش ایرنا، افتتاح سیلوی ۷۰ هزار تنی مروارید هرمزگان در شرایطی انجام میشود که این استان به واسطه برخورداری از بنادر مهم، موقعیت راهبردی در کریدورهای تجاری و دسترسی به بازارهای منطقهای، ظرفیت …

چرا مجلس شبیه رییس آن نیست؟!
به گزارش عصر ایران، تنها شگفتی مجلس فعلی این نیست که نمایندۀ اکثریت مردم ایران نیست و نسبتی با خواسته های واقعی آن ندارد، یا تنها این نیست که در این چند ماه که تعطیل بود، خاطر مردم آسودهتر بود و کارها از طریق شورای عالی امنیت ملی یا شخص رییس جمهوری بهتر پیگیری می شد و حالا آدم متوجه میشود که چرا مرحوم دکتر مصدق از مجلس اختیارات گرفت و خود کارها را انجام داد و بعد با همهپرسی مجلس بعدی را منحل کرد ( در واقع مردم منحل کردند نه مصدق چون اکثر آنان را دربار و خانها و وابستگان سفارت انگلستان چیده بودند و نمایندۀ واقعی مردم نبودند).
همچنین تنها شگفتی این مجلس قصد چندی پیششان در استیضاح وزیر ارتباطات به جرم اتصال نصفونیمه اینترنت بینالملل نیست مثل این که وزیر بهداشت را به خاطر افتتاح بیمارستان بخواهند استیضاح کنند؛ به همین مضحکی!
یا این که در مجلس مجازی فعلی با لپ تاپ و بیرون آن هرم هم دستبردار نیستند و مجری سابق تلویزیون به جای نمایندگی کار خبری انجام میدهد، یا این که انگار از اوضاع بازار و قدرت خرید مردم خبر ندارند و طرحهای اقتصادی شان یکی بعد از دیگری با شکست روبهرو می شود و مشخصا دربارۀ طرح خاص فرزندآوری به روی مبارک نمیآورند که نتیجه نداده و بیهوده بودجه هدر میدهند.
اینها همه مایۀ شگفتی است و به خاطر همین هم مجلس عملا از برخی حوزهها کنار گذاشته شده و شوراهای عالی کارها را پیش میبرند و نمایندگان در جریان کموکیف مذاکرات با طرف آمریکایی هم نیستند چون ممکن است برخی اطلاعات نهان را خواسته یا ناخواسته از سر عمد یا بی اطلاعی لو دهند.
میدانم که نقش رییس مجلس برای ادارۀ مجلس است و مثل رییس دولت و رییس قوه قضاییه و رییس صدا و سیما به معنی واقعی رییس نیست و الزاما همۀ نمایندگان مانند رییس آن نمیاندیشند و چه بسا نمایندۀ طیف مقابل به رییس رأی دهد تنها از حیث کیفیت ادارۀ مجلس ولی ما چون نظام حزبی پارلمانی نداریم تا حزب واجد اکثریت کرسیها مأمور تشکیل دولت شود و رییس حزب با اتکا به اکثریت یا ائتلافی که نصف به علاوه یک را فراهم سازد به نخستوزیری برسد مجلس و اکثریت آن معمولا با رویکرد رییس آن شناخته میشود و …

در نقد «لیبرالیسم نقابدار» محمد قوچانی؛ مرز نقد اندیشه و پروندهسازی کجاست؟ | سروش دباغ | انصاف نیوز
در پی انتشار یادداشت «لیبرالیسم نقابدار» محمد قوچانی [لینک]، سروش دباغ با بازخوانی نسبت قوچانی با جریان روشنفکری دینی، به نقد شیوه مواجهه او با عبدالکریم سروش، علی شریعتی و منتقدان سرمایهداری پرداخته است. دباغ معتقد است نقد فکری، هرچند میتواند صریح و رادیکال باشد، نباید به برچسبزنی، پروندهسازی و آمیختن داوریهای معرفتی با منازعات سیاسی و قبیلهای بینجامد.
سروش دباغ: صادقانه بنویسم با عنایت به وضعیت متلاطم و نگران کنندۀ کشور و درمیانۀ آتش بس،جنگ،اعدام، توّرمِ عنان گسیخته، معضل بنزین… ترجیح می دادم به عنوان عضوی از خانوادۀ روشنفکری، بیش از این وارد گرد و غباری که اخیرا در فضا پدیدارگشته نشوم و به همان دو نوشتارِ « یک چمدان دروغ» و «شریعتی، شاندل و مسلمانی» بسنده کنم.اما انتشار نوشتار« لیبرالیسم نقابدار»، مرا سوق داد به نگارش سطور ذیل. باشد که به کار مخاطبان فهیم و افرادی که تحولّات روشنفکری ایران معاصر را رصد می کنند، بیاید. خاطرهای از محمد قوچانی و روزهای پس از انتخابات ۱۳۸۸
چند ماه پس از انتخابات ریاست جمهوریِ بحث برانگیز و پرمناقشۀ خرداد ماه سال ۱۳۸۸، حوالی انتشار شمارۀ اول نشریۀ « مهرنامه» با محوریت مصاحبۀ «ازشریعتی تا سروش» با حضور دوست عزیز احسان شریعتی و اینجانب، درجلسۀ گپ و گفتی با حضور تنی چند از دوستان، از جمله محمد قوچانی مدیر مسئول « مهرنامه» که مدتی را پس از انتخابات در زندان گذرانده بود، دربارۀ اوضاع و احوال سیاسی، فرهنگی و روشنفکری مملکت صحبت می کردیم.
خاطرم هست در آن جلسه، قوچانی گمانه زنی می کرد که درواکنش به افزایش بسامد، صراحت و شدت فعالیت های سیاسی عبدالکریم سروش در دورانِ پس از انتخابات ریاست جمهوری، از نگارش نامۀ سرگشاده به رهبریِ وقت گرفته تا انتشار نامۀ پنج نفره در بحبوحۀ «جنبش سبز»، برجسته کردنِ نقش ایشان در«ستاد انقلاب فرهنگی» و آنچه بر دانشگاه ها در سالهای اول انقلاب رفت، در دستور کار نیروهای امنیتی و اطلاعاتی قرار گرفته است.
هفده سال بعد، در مرداد ماه ۱۴۰۵ خورشیدی، با خواندن نوشتارقوچانی تحت عنوان «لیبرالیسم نقابدار» در هفته نامۀ « تجارت فردا»، خاطرۀ فوق در ذهن و ضمیرم زنده شد. نیک می دانستم و می دانم که بیش از یک دهه است مشی و مرام روزنامه نگاریِ قوچانی تغییر محسوسی کرده و قویا …

دینِ صحیح یا دینِ خشونت؟| نقدی بر اظهارات محمدباقر خرازی | انصاف نیوز
اکبر منفرد، پژوهشگر دینی و حقوقدان در یادداشتی با عنوان «نقد فقهی، قرآنی و اجتماعی سخنان جناب آقای محمدباقرخرازی(در دعوت به خشونت) و تبیین راه اصلاح جامعه در پرتو سیره نبوی و علوی» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
بخش اول:دین صحیح؛ از رحمت آغاز میشود، نه از خشونت
چکیده
انتشار سخنانی که مردم را به قتل گروهی از شهروندان و حتی رویارویی خشونتآمیز با حکومت فرا میخواند، بار دیگر این پرسش بنیادین را پیش روی اندیشمندان اسلامی قرار داده است که معیار تشخیص «اسلام صحیح» از قرائتهای افراطی چیست؟ آیا هر سخنی که با نام دین بیان شود، لزوماً بیانگر اسلام است، یا آنکه باید آن را بر قرآن، سنت قطعی، عقل، اخلاق و سیره پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع) عرضه کرد؟
این نوشتار بر آن است که دعوت به قتل شهروندان و ترویج خشونت، نه تنها با قرآن کریم و سیره نبوی و علوی سازگار نیست، بلکه با مبانی مسلم فقه امامیه، قواعد عقلانی، اخلاق اسلامی و حتی مصالح حکومت اسلامی نیز تعارض آشکار دارد. همچنین استدلال خواهد شد که بسیاری از آسیبهای فرهنگی و اجتماعی، بدون اصلاح بسترهای فساد، تبعیض و ضعف حکمرانی، قابل درمان نیست و تمرکز صرف بر معلولها، جامعه را از درمان ریشهای بازمیدارد.
۱. «دین صحیح»؛ یک معیار اجتهادی، نه یک شعار
برخی مراجع عظام تقلید از تعبیر پرمعنای «دین صحیح» استفاده میکردند. این تعبیر، دربردارنده یک اصل مهم در معرفت دینی است: هر قرائتی از دین، الزاماً دین صحیح نیست. قرآن کریم نیز مسلمانان را از پیروی بیدلیل برحذر داشته است:
«فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ»«بندگان مرا بشارت ده؛ آنان که سخنان مختلف را میشنوند و بهترین آنها را برمیگزینند.»(زمر، ۱۷ـ۱۸)
بنابراین، ملاک حقانیت، شخصیت گوینده نیست؛ بلکه محتوای سخن و میزان انطباق آن با قرآن، سنت معتبر و عقل است.
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه، انتخاب «احسن» را نشانه عقلانیت دینی و دعوت قرآن به سنجش و ارزیابی آراء میداند، نه تقلید کورکورانه.(علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۷، ذیل آیات ۱۷ و ۱۸ سوره زمر).
۲. نخستین اصل قرآن؛ حرمت جان انسان: اگر بخواهیم تنها یک اصل را به عنوان زیربنای …

پیشنهاد محمد قوچانی به سروش دباغ | انصاف نیوز
محمد قوچانی، سردبیر مجلات آگاهی نو، در یادداشتی با عنوان «پسر کو ندارد نشان از پدر … / پیشنهادی به سروش دباغ» در پاسخ به یادداشت او [لینک] نوشت:
فرزند ارشد دکتر عبدالکریم سروش (که نام کوچک او به پیشنهاد غلامعلی حداد عادل به نام مستعار پدر بدل شد) هم وارد مناقشهی روشنفکری دینی و لیبرالیسم سیاسی و اقتصادی شده و از من انتقاد کرده است که چرا فرقهی سروشیه را مکتب سروش نخواندهام! من از این پیشنهاد استقبال میکنم که سروش استاد مکتبی است برای بازتولید صوفیه در عصر جدید، اما چه کنم که شیوهی شاگردان این مکتب به مریدان شیخ طریقت شبیهتر است تا استاد حکمت. تهمت امنیتی میزنند و از یاد میبرند که اگر هم من به عنوان سردبیر مجلهی مهرنامه در آن نان و نمکی که با هم خوردیم، راوی حساسیت امنیتی بر سر سروش بودم.
چگونه در همان شمارهی اول مهرنامه میان احسان شریعتی و سروش دباغ میزگرد برگزار کردیم؟ و روی جلد شمارهی اول را به دو آقازادهی روشنفکری دینی اختصاص دادیم؟! این از سماحت نیروهای امنیتی بود یا بلاهت ایشان یا حمایتشان از روشنفکری دینی؟ جالب آنکه توقف مهرنامه هم با بولتنسازی همان حضرات در اوج محبوبیت آن مجله مصادف شد با جلد آخر که با تیتر «روشنفکر مسلح» در نقد علی شریعتی با عکس او مزین شده بود! یعنی اول و آخر ما قربانی روشنفکری دینی شدیم…
پرسش مهم اما این است که با چه سند و دلیل و مدرکی میتوان گفت مجلهای که به طرح لیبرالیسم و ناسیونالیسم و نقد بنیادگرایی اهتمام داشته و به متفکرانی چون سید جواد طباطبایی و محمود سریعالقلم و محمد طبیبیان و موسی غنینژاد تریبون میداد، مجلهای امنیتی بود؟ فقط به این اتهام که منتقد روشنفکری دینی بودند؟
براستی کدام جریان است که همانند حاکمان هر جا که در استدلال کم میآورد به برچسبزدن روی میآورد، لیبرالهای ملی یا برخی مدعیان روشنفکران دینی؟
اما درباب بدیهای اقتصاد آزاد و تکنولوژی و اینکه چه شد که سروش دباغ سوسیالدموکرات شد و پدر نیز از لیبرالدموکرات نامیدن خویش پشیمان شد، در شمارهی آیندهی آگاهی نو به تفصیل سخن میگویم که در این کوچههای مجازی با این روشنفکران دورهگرد و رهگذران طعنهزن نمیتوان دهن به دهن شد و برای گفتگویی مستدل و مستند چنان که در مجلهی تجارت فردا نوشتم بهتر …

افغانستان چهار سال پس از طالبان

«من» را رها کن، «او» را دریاب

بازرسی بدون دستور قضایی ممنوع

قفل کامیونها در مرز - دیپلماسی ایرانی

به آسیبدیدگان جنگ سهمیه کنکور اختصاص مییابد/شهادت ۴داوطلب کنکور دانشجومعلمان

هشدار نبیه بری درباره نیتهای شوم اسرائیل در جنوب لبنان

حضور رئیس مجلس در کاظمین + عکس

